پیشینه تاریخی چاگا
مردم چاگا
چاگا (به زبان سواحیلی واچگا) یک گروه قومی بانتو از منطقه کلیمانجارو تانزانیا است. آنها سومین گروه قومی بزرگ در تانزانیا هستند. آنها از نظر تاریخی در ایالت های چاگا در دامنه های کوه کلیمانجارو در منطقه کلیمانجارو و منطقه آروشا شرقی زندگی می کردند.
به عنوان یکی از تأثیرگذارترین و موفق ترین افراد از نظر اقتصادی در تانزانیا، ثروت اقتصادی نسبی آنها از خاک حاصلخیز مساعد کوه کلیمانجارو، اخلاق کاری پرتلاش مورد استفاده در تجارت و روش های کشاورزی موفق، که شامل سیستم های آبیاری گسترده تاریخی، پلکانی، و مداوم است ناشی می شود. روشهای لقاح آلی هزاران سال از زمان گسترش بانتو، در ایالتهای چاگا حاکمیتی آنها انجام میشد.
موقعیت کلیمانجارو به این معنی است که مدت ها قبل از اینکه به دلیل موقعیت مکانی خود به عنوان یک مرکز تجاری مهم باشد، این کوه به عنوان یک نقطه تأمین موقت در شبکه تجاری داخلی عمل می کرد. ساکنان کوه با کاروان ها کالا می فروختند
و تاجران از شهرک های مجاور. از بنادر سواحیلی مالیندی، تاکاانگو، مومباسا، وانگا، تانگا و تانگاتا و همچنین از پانگانی در جنوب به راحتی قابل دسترسی بود. از آنجایی که آنها در راه خود از کلیمانجارو عبور می کردند
انجام تجارت در پانگانی، کامبا، گالا و نیاموزی نیز با این منطقه آشنا هستند. چیف کیووی، تاجر معروف کامبا، شخصاً قبل از سازماندهی و رهبری کاروانهای عظیم خود که تا 200 کامبا را تشکیل میدهند، از کلیمانجارو صعود کرده است.
به نظر میرسد اصطلاح «دشاگا» ابتدا برای اشاره به یک مکان به جای گروهی از مردم استفاده شده است. یوهانس ربمن در اولین سفر خود به کوهستان، هنگام توصیف مردم تایتا و کامبا، به «ساکنان دشاگا» اشاره میکند. به نظر میرسد «دشاگا» نام عمومی بود که ساکنان دوردست که دلیلی برای توصیف آن داشتند، به کل منطقه کوهستانی داده بودند و وقتی مسافر اروپایی به آنجا رسید، راهنمای سواحیلی او به جای دادن نامهای خاص، از «دشاگا» برای توصیف سایر قسمتها به طور کلی استفاده کرد. به عنوان مثال، ربمن در سفرهای دوم و سوم خود از کیلما به ماخامه، از «رفتن به دشاگا» از کیلما صحبت میکند. این کلمه تا سال ۱۸۶۰ به «جاگا» و تا سال ۱۸۷۱ به «چاگا» انگلیسی شد. از آنجا که سواحیلیها این منطقه را منطقهای خطرناک برای بازدید میدانستند، چارلز نیو املای دوم را انتخاب کرد و آن را به عنوان یک نام سواحیلی به معنای «گم شدن» یا «گم شدن» معرفی کرد. این به دلیل جنگل انبوه اطراف کوه بود که بازدیدکنندگان را هنگام ورود گیج میکرد.
گفته میشود که چاگا از گروههای مختلف بانتو که از سایر نقاط آفریقا به دامنههای کوه کلیمانجارو مهاجرت کردهاند، آمدهاند، مهاجرتی که از ابتدای قرن یازدهم آغاز شد. در حالی که چاگاها به زبان بانتو صحبت می کنند، زبان آنها چندین گویش دارد که تا حدودی با کامبا که در جنوب شرقی کنیا صحبت می شود، مرتبط است. یک کلمه مشترک همه آنها Mangi است که در Kichagga به معنای "پادشاه" است. بریتانیایی ها آنها را رؤسا می نامیدند، زیرا آنها تابع تاج و تخت بریتانیا به حساب می آمدند و در نتیجه نابرابر می شدند.
مسافران اروپایی به کلیمانجارو در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 از برخی پادشاهان چاگا در مورد منشاء قبیله های مربوطه خود سؤال کردند و پاسخ پادشاهان را به طور مفصل ثبت کردند. به عنوان مثال، کارل پیترز توسط Mangi Marealle از Marangu در دهه 1890 مطلع شد که وامارانگو از اوکامبا سرچشمه می گیرد، واموشی از اوسامبارا، اما واکیبوشو همیشه در کوه بوده است. پیترز همچنین اشاره می کند که سروان کورت یوهانس، یک افسر محلی آلمانی در آن زمان، ادعا کرد که واکیبوشوها از نوادگان ماسایی هستند.
کسانی که ادعا می کردند برخی از آنها منشأ ماسایی، اوسامبارا و کامبا دارند، تعداد بسیار کمی از منگی های امروزی ادعا می کنند که از جمله آنهایی از قدیمی ترین قبیله ها که به تاریخ طولانی خود افتخار می کنند که قبل از ورود کسانی است که بعدها تبدیل به قبایل شدند. قبایل سلطنتی، ادعا می کنند که طایفه سلطنتی آنها از یک مکان خاص در کوه سرچشمه گرفته اند یا به داشتن خونی غیر از چاگا اعتراف می کنند. با توجه به اینکه تصدیق منشأ خود ممکن است به عنوان تضعیف ادعای تاریخی چاگا در مورد زمین تلقی شود. از طرف دیگر، ممکن است آن بازجویان اولیه اروپاییها پاسخهایی را که دریافت کردهاند سادهتر کرده باشند یا برای دقیقتر از سؤالات اصلی استفاده کنند.
در Chaggaland امروز، روایات شفاهی در مورد زمانی که شاخه ای از یک قبیله جدا شد و برای زندگی در جای دیگری در آتشفشان نقل مکان کرد، روشن است، اما خود آن شاخه به سختی تصدیق می کند که از کجا آمده است و تاریخ آن با تأسیس شاخه در آن آغاز می شود. سرزمین جدید؛ ممکن است با روندی مشابه، تاریخ های قبیله به طور طبیعی با ورود اجداد به کلیمانجارو آغاز شود. به عنوان مثال، مانگی لمنگه سابق مامبا، در جامعه امروزی عجیب است، زیرا او ادعا می کند که دارای میراث ترکیبی چاگا و ماسایی است و با همسری که از چاگا و اروپایی ترکیبی است ازدواج کرده است و فرزندانشان را به یکی از جذاب ترین کوه ها تبدیل می کند. اختلاط می کند.
اگرچه نوادگان اورومبو این موضوع را مورد مخالفت قرار میدهند، برخی چاگا ادعا میکنند که رئیس افسانهای گذشته، اورومبوی کنی (که اکنون بخشی از کنی-مریتی-منگوه) است، از تبار ماسایی بوده است.
یک افسانه محلی جذاب ادعا می کند که یک قبیله ماسایی از غرب وارد کیبونگتو شدند، قبیله خود را تقسیم کردند و پسران خود را به مناطق مختلف کوه فرستادند، جایی که همه آنها به سمت مدیریت ارتقا یافتند.
تاریخچه هر ایالت چاگا حاوی سرنخهایی است که نشان میدهد کدام قبیله «از کوه» سرچشمه گرفتهاند، که «آنجا رها شدهاند»، از دشتها سرچشمه میگیرند، یا به شیوهای شرقی یا غربی سفر میکنند. مقدار زیادی از Chaggaland هنوز ناشناخته است، به ویژه در جنگل های مرتفع که در آن بقایای زیارتگاه های باستانی یافت می شود و شایعه شده است که کاشت ماسهگیاه مقدس Chagga، مسیرهایی را نشان می دهد که افراد کوچک یا پیگمی ها مدت ها پیش طی می کردند. خرابههای دیوارهای سنگی در قسمت فوقانی ناشناخته قرار دارند میتا بخش های سنگی؛ آنها ممکن است به درک ما از محوطه های بزرگتر و در دسترس تر در دامنه های میانی برخی از قبایل خاص کمک کنند. زمانی که Chagga در گذشته به اینجا سفر می کرد، از غارهایی در مسیر بلندی که پشت کوه را دور می زند برای سرپناه استفاده می کردند، اما ما در حال حاضر از هدف دقیق آنها مطمئن نیستیم.
کمربند وسیع زیتون های وحشی که از ناکجاآباد در جنگل در سمت برهنه شمالی کوه بیرون می آیند، درختی است که هنوز به خوبی بررسی نشده است. ممکن است این زمین بوده باشد زمانی توسط Chagga پاکسازی و ساکن شده بود زیرا، طبق نظریه یک جنگلکار، جنگل کلیمانجارو با استفاده از درختان زیتون خود را بازسازی میکند. قابل قبول است که اجدادی که اغلب ادعا می شود "از کوه آمده اند" در واقع از این سمت شمالی سرچشمه گرفته اند قبل از اینکه به جایی بروند.
نوادگان در حال حاضر در ضلع جنوبی زندگی می کنند. زبان، قیافه، عرف و خانه سازی سرنخ های بیشتری را پنهان می کند. زبان کیچاگا به قدری سریع در حال تکامل است که برای شاگا امروزی، زبانی که حتی 20 سال پیش از آن استفاده می شد، عملاً «کلاسیک» به نظر می رسد. این امر تا حدی به دلیل عوامل طبیعی مانند به دست آوردن کلمات جدید، و تا حدی به عوامل مرتبط با اقتدار سیاسی است، مانند اینکه چگونه ماچامه در غرب و مارانگو در منطقه میانی هر کدام زبان های استاندارد مربوطه خود را در میان روسای جمهور نزدیک منتشر کردند. .
با این حال، بقایای سکونتگاه های باستانی، توسعه نیافته در برخی از نقاط بالا میتا هنوز گویشهای متمایز کیچاگا را حفظ کردهاند، و مهمتر از همه برای پژوهشهای زبانشناختی، نگاسنی (اکنون بخشی از اوسری) به زبانی صحبت میکند که کاملاً از کیچاگا متمایز است و برای دیگران در همان پادشاهی تقریباً نامفهوم است. شاخص های منشأ مشابهی را می توان در آداب و رسوم منحصر به قبایل خاص یا میتا یافت.
در میتاهای باستانی ساماکه، نگونی و کیو، نوع خاصی از سنگ نفرین به کار میرفت و آتش پرستی وجود داشت که به نظر میرسید قدیمیتر، متفاوتتر و جادوییتر از مراسم آتشسوزی که اوسامباراها به کیبوشو در کاهه وارد کردند، بتهای سفالی نر و ماده ساخته میشد و برای نفرین کردن فولیک چینی استفاده میشد. و قبیله باستانی Mtui مارانگو قدرت خود را حفظ کرد. این واقعیت که اجداد اولیه با ابزارهای مختلف وارد شدند - گاهی اوقات تیر و کمان، گاهی نیزه - و اینکه خاطرات قبیله حفظ میکنند که آیا آنها شکارچی، نگهدارنده دام یا پرورشدهنده بودند، ممکن است بسیار مهم باشد.
این نوع سرنخ هایی از گذشته دورتر دارد. مناطق مرسوم گسترده به تدریج از این خارج شدند. به طور کلی، شباهتهای آداب و رسوم و گویشهای گفتاری کیچاگا در سراسر بخش مرکزی سران، از رودخانه Weru Weru در غرب تا تپههای Mriti در شرق، به عنوان یک نیروی متحد کننده عمل میکرد. هنگامی که یکی از Weru Weru در غرب یا تپه های Mriti در شرق عبور کرد، تفاوت قابل توجهی پدیدار شد. در تمام مدت ختنه انجام می شد. با این حال، شروع، شکوفایی عجیبی در منطقه مرکزی بود و شامل آموزش افسانه های قبیله ای با استفاده از نمادهایی بود که بر روی چوب خاصی حک شده بود (کیچ. مرگو) و اصطلاحات مخفی گفتار برای استفاده در برابر دشمنان (Kich. ngasi).
در شرق این زون نوعی مرگو در نگاسنی و گونه بسیار ساده در مکاو یافت می شود. در غرب این منطقه، همانطور که مشاهده خواهد شد، شواهد شفاهی وجود دارد که نشان میدهد شروع به عنوان یک اقدام سیاسی برای جلوگیری از انتقامجویی در یکی از خصومتهای بزرگ بین رؤسایی در کوهستان معرفی شده و سپس کنار گذاشته شده است. در حوضه Weru Weru، روش ساخت خانه ها شروع به تغییر می کند: در شرق آن، خانه های کندوی گرد از بالا به پایین کاهگلی شده اند. در غرب آن، به طور فزایندهای با سقفهایی ساخته میشوند که از چشمهای چهار فوتی از زمین شروع میشود، به طوری که با حرکت به سمت غرب از کلیمانجارو، از طریق مرو و آروشا، خانهها بیشتر و بیشتر شبیه بوماهای ماساییها میشوند. خانههای موشی چیفدام مجموعهای از سبکهای معماری هستند، برخی با سقفهایی که چهار فوت از زمین فاصله دارند و برخی دیگر از هر جای دیگری در کوه بالاتر هستند.
بر اساس شواهد بیرونی، بسیاری از Chagga عمدتا در منطقه شمال شرقی سرچشمه می گیرند. در حالی که برخی این کار را انجام دادند، احتمالاً به ویژه زمانی که گالاها از شمال مهاجرت می کردند و عموماً مردم را در مقابل خود تحت فشار قرار می دادند، به نظر می رسد که این سفر یک سفر طبیعی بوده است. در مرزهای چاگالند، ماساییها به سمت غرب، پارهها به مناطق مرکزی، و ساکنان کیکویو به سمت شمال کوه نقل مکان کردند تا اینکه در نتیجه مشکلات مائو مائو در سال 1954 بیرون رانده شدند.
کامبا و ماسایی امروزه به طور طبیعی به مناطق شرقی نقل مکان می کنند، اولی برای سکونت و دومی برای چرا. مردم از شمال می آمدند و از تایتا و تپه های کامبا می آمدند. شرق که از اوسامباراس می آید. و جنوب، شاید در راه است
از Unyamwezi و ارتفاعات Nguu.
عامل دیگری که از این ایده حمایت می کند که ورود مردم از شمال شرق ممکن است صرفاً یک تعمیم گسترده باشد، این واقعیت است که سایر قبایل آفریقای شرقی در منطقه کلیمانجارو سابقه صعود از جنوب دارند و دیگران را به سمت شمال سوق می دهد.
قبل از آنها. طبق افسانه، برخی از کامباها خانه سابق خود را در کلیمانجارو ترک کردند و از جنوب به بالا رفتند. به عنوان مثال، قرار است کامباها از شیکیانی برای دوری از قبایل وادو، که گفته میشود، از شیکیانی خارج شده باشند.
آدمخوار علاوه بر این، برخی از Wanika خانه اجدادی خود را در Rombo، Chaggaland ترک کردهاند و از جنوب غربی نقل مکان کردهاند. طبق افسانههای Chagga ora، برخی از مروها از شرق از محل استراحت خود در مسیر کوه مرو وارد شدند.
طبق افسانه، سلسله Usambara Kilindi از کوه های Nguu در جنوب آمدند. بتی که کراپف وانیکا ساحلی را با استفاده از آن کشف کرد، ممکن است از کاهه سرچشمه گرفته باشد. گزارش شده است که وانیکا کیلما را ترک کرده، به رومبو سفر کرده و سپس به سمت ساحل حرکت کرده است. برای اطلاعات بیشتر، به توصیف فون در دکن از این مهاجرت وانیکا به مناطق ساحلی پشت مومباسا مراجعه کنید، که او آن را به حکومت مونیه مکوما (مانگی رونگوما) کیلما نسبت می دهد.
سرنخهای دیگری را میتوان در مسیرهایی که طبق سنتهای شفاهی چاگا، از کلیمانجارو عبور کردهاند، از جمله پیگمیها یا «آدمهای کوچک»، کسانی که بهعنوان متمایز از چاگا و گردنهای کلفت به یاد میآیند، کشف کرد.
سواحیلی ها طبق افسانه ها، پیگمی ها (Kich. Wakoningo) قبل از ادامه به حوضه کنگو از شرق به غرب از کوه عبور کردند. اگرچه داستانی فقط در اورو در مورد بازدیدکنندگان منحصر به فرد مشابهی وجود دارد که از طرف مقابل سفر کرده اند
در جهت، از غرب، در جستجوی الوار برای پادشاه سلیمان، مردم کوچک از شرق به غرب در سراسر کوه حرکت کردند.
Ongamo تأثیر زیادی بر فرهنگ Chaga داشت. آنها چندین عمل از جمله ختنه زنان، نوشیدن خون گاو و سن و سال را از آنها قرض گرفتند. در نیمه دوم قرن نوزدهم، اونگاموها به طور فزاینده ای در چاگا پرورش یافتند. خدای چاگا "رووا" ناشی از ترکیب مفهوم چاگا از خدای خالق با مفهوم خورشید حیات بخش اونگامو است.
غار چاگان (تغییر شده) برای مخفی شدن در طول جنگ های قبیله ای موارد زیر نشانه های بسیار ضعیف و اثبات نشده ای هستند که نشان می دهد افراد "کوچک"
پرتغالی بودند: صعود مستقیم از ساحل. نزدیکی Ngeruke; کارخانه آهن کویو توسط بوانا خری از طریق کلیمانجارو رسید. بتهای نر و ماده، که هنوز در کاهه ساخته میشوند و هنوز توسط قوم آروشا چینی برای جادو استفاده میشود، که بنا به درخواست آنها را برای نفرین کردن تا آروشا جوو (آروشا مدرن) میآورند. طبق روایت پادشاه سلیمان که در اورو ثبت شده است، این سنت قدیمی است که به دوره قبل از نقل مکان مردم از آروشا چینی به
آروشا جو. در مورد سینه دوزی بین کیلما و اوسری، ممکن است بوانا خری بوده باشد اشاره به سه محوطه بزرگ دیوار سنگی مجاور، یا قلعه، که مانگی اورومبو در کنی، اولین سازه کوه ساخته بود.
از این مقیاس با این حال، ما نمی دانیم که آیا اورومبو بر روی آثار قبلی باقی مانده توسط دیگران، احتمالا پرتغالی ها ساخته شده است یا خیر. Munie Mkoma از Pangani، که شاید اگر Mangi Rongoma از Kilema یک سواحیلی بود، این سنت را آغاز کرده باشد، ممکن است اصل بوده باشد. سلسله ای از ارتباطات مشابه در بسیاری از سلطه ها توسط مانگی مامکینگا از اعتماد ماچامه به ساکن سواحیلی مونیه نسیری چهار نسل بعد، در سال 1848 آغاز شد. در پاسخ به پرسش ربمن، اظهار داشت که آنها سی روز به شمال سفر کرده اند.
قوم پاره، تاوتا و تایتا تامین کنندگان اصلی آهن چاگا بوده اند. تقاضا برای آهن از آغاز قرن نوزدهم به دلیل رقابت های نظامی بین حاکمان چاگا افزایش یافت. احتمالاً ارتباطی بین این رقابت و توسعه تجارت از راه دور از ساحل تا داخل حوضه رودخانه پانگانی وجود داشته است که نشان میدهد تماس چاگا با ساحل احتمالاً به اواخر قرن هجدهم بازمیگردد.
توسعه بسیاری از کشورهای چاگا، و همچنین مجموع تاریخ آنها، یکی از تاریخ های داخلی کلیمانجارو است. زیرا هر یک از میتاها یا محله های امروزی - بیش از 100 نفر از آنها وجود دارد - نشان دهنده ادغام دو یا سه نفر است.
میتاای سابق، واحدهای مستقل دیرینه دورههای پیشین، به استثنای سرزمینهای جدیدی که اخیراً در بالهای غربی و شرقی و دامنههای پایین کوه گشوده شدهاند. در ذهن Chagga سالخورده، اینها هنوز موجودات زنده واقعی هستند. ایالت های چاگا که در سال 1964 تعداد آنها به پانزده رسید، همان چیزی است که پیرمردها به "کشورهای کلیمانجارو" اشاره می کنند. با این حال، در داخل هر حکومت، هر mtaa قدیمی به عنوان یک "کشور" نامیده می شود زمانی که آنها از گذشته صحبت می کنند.
در این دنیای ماقبل استعماری گذشته، آدم وارد میشود، مردم چاگا کمتر بودند، زمینهای بیشتری در دسترس بود و مسافتها در مقایسه با دنیای کلیمانجارو که به دلیل ظهور کامیون، اتوبوس مدرن کاهش یافته بود، بسیار زیاد بود. و موتور. با این حال، در بخش عمدهای از کلیمانجارو، از سرعت پای انسان برای اندازهگیری فاصله استفاده میشود. نگاتا برای محافظت از سر هنگام حمل موز Dracaena fragrans، به نام Masale در Kichagga یک گیاه مقدس برای انبار بز Chagga / Kiriwa است.
چاگا کیست؟
چاگا شخصی است که هر دو والدینش چاگا هستند یا یکی از والدینش منشأ چاگا دارند یا میتوانند منشأ خود را از اصل و نسب چاگا ردیابی کنند. چاگا قومی اصطلاحی است که عموماً برای توصیف فردی با اصل و نسب و پیشینه چاگا استفاده میشود که لزوماً فعالیتهای سنتی چاگاس را انجام نمیدهد، اما همچنان از نظر فرهنگی با چاگاس یکی است. اصطلاح چاگا قومی به طور خاص انجام فعالیتهای سنتی چاگاس را مستثنی نمیکند، اما معمولاً آنها را بدون صفت واجد شرایط «قومی» به سادگی «چاگاس» مینامند.
چاگالند
Chaggaland به طور سنتی به چندین پادشاهی کوچک معروف به Umangi تقسیم می شود. آنها از یک سیستم پدر و مادری از نسب و ارث پیروی می کنند. شیوه زندگی سنتی آنها اساساً بر کشاورزی استوار بود، با استفاده از آبیاری در مزارع پلکانی و کود گاو. اگرچه موز غذای اصلی آنهاست، اما در آن محصولات مختلفی از جمله سیب زمینی، لوبیا و ذرت نیز کشت می شود. در صادرات محصولات کشاورزی، آنها بیشتر به خاطر قهوه عربیکا که به بازار جهانی صادر می شود، شناخته می شوند و در نتیجه قهوه یک محصول نقدی اولیه است.
نگهبان مانگی ریندی c.1889 موشی
در سال 1899 مردم کیچاگا در کوه کلیمانجارو به 37 نفر تقسیم شدند.
پادشاهی های خودمختار به نام "اومانگی" در زبان های چاگا. حساب های اولیه اغلب
ساکنان هر پادشاهی را به عنوان یک «قبیله» جداگانه شناسایی کنید. اگرچه چاگا هستند
خانواده های متعددی که عمدتاً در کوه کلیمانجارو در شمال تانزانیا قرار دارند
در طول قرن بیستم به جاهای دیگر مهاجرت کرده اند. در سال 1946 بریتانیا
دولت به دلیل سازماندهی مجدد در مقیاس بزرگ و ایجاد زمین های تازه اسکان یافته در دامنه های پایین در غرب، تعداد پادشاهی ها را بسیار کاهش داده بود.
و دامنه های شرقی کلیمانجارو.
در حدود آغاز قرن بیستم، دولت استعماری آلمان
تخمین زده می شود که در سال 28,000 حدود 1988 خانوار در کلیمانجارو وجود داشت.
جمعیت چاگا بیش از 800,000 نفر تخمین زده شده است.
چاگالند، کلیمانجارو
بسیاری از سبک زندگی چاگا بر اساس اعتقادات مذهبی مبتنی بر زمین و اجدادشان شکل گرفت. قبل از ورود مسیحیت و اسلام، چاگاها طیف متنوعی از ادیان را با همگرایی کامل انجام می دادند. اهمیت اجداد تا به امروز توسط آنها به شدت حفظ شده است. نام خدای اصلی چاگا رووا است که در بالای کوه کلیمانجارو که برای آنها مقدس است، ساکن است. بخشهایی از جنگل مرتفع شامل زیارتگاههای قدیمی با کاشتهای ماسه، گیاه مقدس چاگا است.
افسانه های چاگا بر رووا و قدرت و کمک او متمرکز هستند. "رووا" نام چاگا برای خدای آنها در کلیمانجارو شرقی و مرکزی است، در حالی که در منطقه غربی، به ویژه ماچامه و ماساما، این خدا به عنوان "ایرووا" نامیده می شد. هر دو نام همچنین واژههای چاگا هستند برای «خورشید رووا بهعنوان خالق نوع بشر تلقی نمیشود، بلکه بیشتر بهعنوان رهاییبخش و تأمینکننده روزی است. او به دلیل رحمت و بردباری خود در هنگام جستجوی مردمش مشهور است.
هر خانواده در خانه مزرعه حصارکشی شده خود زندگی می کند کیهامبا در کیچاگا، حتی در شلوغ ترین بخش های سرزمین چاگا. هر خانه توسط گیاه Masale احاطه شده است، نماد محترم صلح و بخشش در فرهنگ Chagga (Dracaena fragrans). این باغ دارای یک باغ موز است که شاخههای بلند و آویزان آن روی گوجهفرنگی، پیاز و انواع مختلف سیب زمینیها سایه انداخته است. در وسط نخلستان خانه ای گرد و کندویی شکل است که از گل ساخته شده و پوشیده از علف یا برگ های موز است. هیل شوهر و سایر وسایل را می توان در اتاق خواب که می تواند مخفی یا تخت باشد و نزدیک در باشد، نگهداری کرد. آتشی در وسط اتاق شعله می کشد که سه سنگ آن را نگه می دارند و موز در اتاقک کمی بالای آتش خشک می شود.
یک متا از چندین قبیله تشکیل شده است و یک mtaa از چندین قبیله تشکیل شده است. هنگامی که ربمن در سال 1848 به کیلما رسید، فوراً به دستوری که به دلیل اقتدار قاطع مانگی برقرار شده بود، اشاره کرد. او مجذوب رونق و توانایی های مردم و همچنین آب و هوای مطبوع و زیبایی طبیعی منطقه شده بود.